عصر یک جمعه

 

عصر یک جمعه دلگیر،دلم گفت:


بگویم، بنویسم که چرا عشق به


انسان نرسیدست،چرا آب به انسان


نرسیدست،و هنوزم که هنوز است،


غم عشق به پایان نرسیدست


بگو حافظ دل‌ خسته ز شیراز بیاید،


بنویسد که هنوزم که هنوز است،


چرا یوسف گم‌گشته به کنعان نرسیدست


وچرا کلبه احزان به گلستان نرسیدست


عصر این جمعه دلگیر،


وجود تو کنار دل هر بی‌ دل آشفته شود

 

حس کجایی گل نرگس؟

الهی بحق مهدی فاطمه العفو..../

 

/ 0 نظر / 17 بازدید