مناجات

الهی! من ذلیل تر از آنم که ذلالت خود را هضم کنم

 

و تو خود این را می دانی ...؟!

 

الهی! من حقیرتر از آنم که دستی به آسمان گرفته و دعا کنم که دستگیرم باشی

 

و تو خود ...؟

 

الهی! من بی کس تر از آنم که بتوانم بر تنهایی و جدایی از تو صبور باشم

 

و تو خود ....؟

 

الهی! من کم طاقت تر از آنم که بر خواریهای روحانی و جسمانیم شکوه نکنم و

 

محزون نباشم

 

و تو خود ....؟

 

الهی! من ترسوتر از آنم که بتوانم با تفکر به عواقب گناه گناه کنم و تو خود

 

می دانی...؟

 

الهی! من کوچکتر از آنم که بتوانم بی یاریت موفق باشم و تو خود ... ؟

 

الهی! به حق ذلالتم، حقارتم و بی کسی و کم طاقتی و ترسم آنچه را که می دانی

 

هست در حقم

 

پذیرا باش.

 

 باشد که من هم با لطف تو به آگاهی برسم ...؟

 

 

/ 9 نظر / 6 بازدید
هزاران گنج

ألا یا أیها السّاقی! أدر کأساً وناوِلها! که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها به بوی نافه‌ای کآخر صبا زان طره بگشاید ز تاب جعد مشکینش، چه خون افتاد در دل‌ها! به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید! که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها مرا در منزل جانان چه امن و عیش , چون هر دم جرس فریاد می‌دارد که «بربندید محمل‌ها» شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها؟ [گل][گل][گل]سلام عزیزم خیلی زیبا بود مهربونم[بغل][ماچ]

هزاران گنج

اي دوست قبولم كن و جانم بستان مستم كن و وز هر دو جهانم بستان با هر چه دلم قرار گيرد بي تو آتش به من اندر زن و آنم بستان مولوی[گل]سلام تی تی عزیزم[ماچ]با اینکه تازه اومدی ولی خیلی دوست داشتنی هستی انگار هزارساله می شناسمت[ماچ]

حدیث آقا

مناجات بسیار جالبی ازخودتونه؟؟؟؟

هزاران گنج

ای نسیم سحر، آرامگه یار کجاست؟ منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست؟ شب تار است و ره وادی ایمن در پیش آتش طور کجا، موعد دیدار کجاست؟ هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد در خرابات بگویید که هشیار کجاست آن کس است اهل بشارت که اشارت داند نکته‌ها هست بسی، مَحرَم اسرار کجاست؟ هر سر موی مرا با تو هزاران کار است ما کجاییم و ملامت‌گر بی‌کار کجاست! بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش کاین دلِ غمزدهْ سرگشتهْ گرفتارِ کجاست؟ عقل دیوانه شد، آن سلسله‌ی مشکین کو؟ دل ز ما گوشه گرفت، ابروی دلدار کجاست؟ ساقی و مطرب و مِی جمله مهیاست، ولی عیش بی یار مهیا نشود، یار کجاست؟ حافظ! از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما؛ گل بی خار کجاست؟ [قلب][قلب][قلب]سلام تی تی مهربونم[ماچ]

تک درخت

ای آنکه هر که به درگاهت دعا کند اجابت می کنی... ای آنکه هر کس اطاعتت کند او را دوست می داری... ای آنکه هر که را دوست داری به او نزدیک هستی... ای آنکه هر کس از تو محافظت طلبد، او را حفظ و مراقبت می کنی... ای آنکه در حق کسی که به تو امیدوار است، کرم میفرمایی... ای آنکه درباره کسی که نافرمانیت کند، حلم می کنی... ای آنکه در عین عظمت و بزرگی، رئوف و مهربانی... ای آنکه در انجام حکمتت بزرگواری... ای آنکه لطف و احسانت قدیم است... ای آنکه به هرکس اراده و اشتیاق تو دارد، آگاهی... ای خدایی که جز تو خدایی نیست... به تو پناه آوردم... به تو پناه آوردم... ...ما را از آتش قهرت آزاد کن ای پروردگار من... طاعات و عباداتتان قبول درگاه حق... من را نیز از دعای خیرتان بی بهره نکنید... " التماس دعا"

تک درخت

الهی! چون یتیم بی پدرگریانم... درمانده در دست خصمانم... خسته گناهانم و از خویشتن بر تاوانم... خراب عمر و مفلس روزگار..من آنم... *خداوندا به فریادرس که از ناتوانی خود به فریادم* سلام عزیزم دستت درد نکنه التماس دعا دارم ازت

تک درخت

خنده كنان مي رود روز جزا در بهشت هر كه به دنيا كند گريه براي حسين (ع) دعا كنيد باز هم توفيق بشه برم كربلا با شماهاي دوست-[گل][گل][گل]

هزاران گنج

سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش كه دور شاه شجاعست مى دلير بنوش شد آن كه اهل نظر بر كناره مى رفتند هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش به صوت چنگ بگوئيم آن حكايتها كه ازنهفتن آن ديگ سينه مى زد جوش شراب خانگى ترس محتسب خورده به روى يار بنوشيم و بانگ نوشانوش ز كوى ميكده دوشش به دوش مى بردند امام شهر كه سجاده مى كشيد به دوش دلا دلالت خيرت كنم به راه نجات مكن به فسق مباهات و زهد هم مفروش محل نور تجليست راى انور شاه چو قرب او طلبى در صفاى نيت كوش به جز ثناى جلالش مساز ورد ضمير كه هست گوش دلش محرم پيام سروش رموز مصلحت ملك خسروان دانند گداى گوشه نشينى تو حافظا مخروش [گل][قلب][گل][قلب]