قالب وبلاگ

گلهای بهشتی
گلهای بهشتی
 
نويسندگان
لینک دوستان

 

 

در زمان حمله اعراب به ایران در نزدیکی شهر شوشتر جنگ سختی میان ایرانیان به

فرماندهی هرمزان و اعراب درگرفت که ایرانیان شکست خوردند و به داخل شهر پناه بردند

و دروازه های شهر را بستند بنابراین اعراب نتوانستند به داخل شهر نفوذ کنند مدتی

گذشت ولی براثر خیانت یک ایرانی دروازه های شهر به روی اعراب باز شد و ایرانیان

دوباره شکست خوردند و هرمزان فرمانده ایرانی به اسارت گرفته شد و اورا به مدینه

فرستادند و به مسجد مدینه بردند هرمزان پرسید پس خلیفه شما کجاست؟ عمر را به او

نشان دادند که گوشه ای از مسجد خوابیده بود عمر ازخواب بیدار شد .هرمزان را

شناخت و خواست او را بکشد هرمزان آب خواست وقتی که آب آوردند در نوشیدن آن

درنگ کرد عمر علت آن را پرسید هرمزان گفت می ترسم در هنگام نوشیدن آب مرا

بکشی؟ عمر قول داد تا پیش از نوشیدن آب اورا نکشد هرمزان آب را روی زمین

 ریخت عمر خشمگین شد و شمشیرش را کشید ولی همراهانش قولش را به او یادآوری

کردند و عمر شمشیرش را غلاف کرد به این ترتیب هرمزان از مرگ رهایی یافت و عمر از

کشتن او صرف نظر کرد و این باعث به وجود آمدن روش وسنتی شد که ریختن اب بر روی

زمین یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند...


[ ۱۳٩٢/۳/۱۱ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ تی تی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed

قالب وبلاگ | قالب
گالری عکس
دریافت همین آهنگ