قالب وبلاگ

گلهای بهشتی
گلهای بهشتی
 
نويسندگان
لینک دوستان

 

 

فلسفه و حکمت عزاداری بر امام حسین (ع) چیست ؟

 

مساله انسان سازی ، جامعه سازی و انتقال فرهنگ شیعی به نسل بعد در مجالس امام حسین (ع) قوی تر نیز می باشد ؛ زیرا ماهیت قیام امام حسین (ع) و نیز آموزه های تربیتی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی عاشورا ، در تعالی و بالندگی انسان و جامعه چشم گیر بوده و عناصر رویداد کربلا ، مولفه های اساسی و اصلی را در ترسیم فرهنگ شیعی رقم زده است که توسط مراسم سوگواری به نسل بعد منتقل می شود .
با توجه به بیانات ، سخنان و شعارهای عاشورا ، می توان عناصر انسان ساز ، جامعه ساز و فرهنگ ساز را ملاحظه کرد ؛ مواردی چون :
عبادت ، ایثار ، شجاعت ، توکل ، صبر ، امر به معروف و نهی از منکر ، نابودی اسلام در شرایط سلطه یزیدیان ، حرمت بیعت با کسی چون یزید ، شرافت مرگ سرخ بر زندگی ذلت بار ، اندک بودن انسان های راستین در صحنه امتحان ، لزوم شهادت طلبی در عصر حاکمیت باطل ، زینت بودن شهادت برای انسان ، تکلیف مبارزه با سلطه جور و طغیان ، اوصاف پیشوای حق ، تسلیم و رضا در برابر خواسته خدا ، همراهی شهادت طلبان در مبارزات حق جویانه ، حرمت ذلت پذیری برای آزادگان و فرزانگان مومن ، پل بودن مرگ برای عبور به بهشت برین ، آزادگی و جوانمردی ، یاری خواهی از همه و همیشه در راه احقاق حق .
درس آزادی به دنیا دارد رفتار حسین بذر همت در جان افشاند ، افکار حسین
گر نداری دین به عالم، لااقل آزاده باش این کلام نغز می باشد ز گفتار حسین
مرگ با عزت ز عیش در مذلت بهتر است نغمه ای می باشد از لعل دربار حسین
در عین حال موارد ذیل علاوه بر موارد پیش گرفته ، می توانند حکمت عزاداری بر امام حسین را تبیین کنند :
1- نوعی اعتراض به ظالمان زمان و حمایت از مظلومان جهان ؛
2- عامل تقویت حس عدالت خواهیدفاع از حق ؛ و انتقام جویی از ستمگران ؛
3- زمینه ساز اجتماع شیعیان جهت پیروی و دفاع ازحق
4-از همه مهمتر زنده نگهداشتن دین اسلام است.

 


چرا عزاداری سایر امامان (ع) مانند عزاداری امام حسین (ع) نیست ؟

این به دلیل گستردگی کمی و کیفی واقعه عاشوراست . وضعیت خاص جهان اسلام و مسلمانان ، حالات حاکمان مسلمان و ظلم های فراوان آنان ، در بند کشیده شدن انسانیت و آزادی ، تحقیر امت اسلامی ، سلب امنیت ، تشدید ظلم علیه شیعیا ، فراموشی آموزه هایی چون امر به معروف و نهی از منکر ، شیوع بدعت ها و ورود آنها به دین ، اخلال در وحدت مسلمانان ، فراموشی اخلاق اسلامی و انسانی و ... از یک سو و موقعیت ویژه اباعبدالله (ع) از جهت مظلومیت و تنهایی ، کیفیت برخورد مسلمانان به ظاهر دوست با حضرت ، نوع جنگ و برخورد فیزیکی با آن حضرت و اصحاب و اهل و عیالش ، آموزه ها و درس های تربیتی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و دینی و به خصوص امام حسین (ع) از سوی دیگر ؛ همه و همه شکل خاصی به این حادثه داده است که ابعاد گوناگون ، پیچیده و ژرف آن ، موضوعات و مسائل فراوانی را برای تحقیق و پژوهش فرا روی محققان قرار داده است و این با توجه به وجود هزاران کتابی است که تا کنون در زمینه این رویداد ، به نگارش در آمده است .
حضرت رسول (ص) امام علی (ع) ، حضرت زهرا (س) ، امام حسن مجتبی (ع) و معصومان پس از اباعبدالله (ع) ؛ به دلیل همین ویژگی های خاص و منحصر به فرد قصه کربلا ، این همه برای احیای یادکرد آن در قالب عزاداری تاکید فرموده اند .
به هر روی نفس حوادث عاشورا و ابعاد گوناگون آن ، آن را واقعه ای بی نظیر در تاریخ ساخته است ؛ چنان که امام صادق (ع) فرمود : " لا یوم کیومک یا ابا عبدالله " و روشن است که نکوداشت هر واقعه ای ، به گستردگی آن بستگی دارد و چون حادثه عاشورا چنین است ، عزاداری آن نیز کماً و کیفاً با عزاداری برای واقعه های دیگر قابل مقایسه .

 

 

 

 

 


وجود روایاتی که ثواب عزاداری برای امام حسین (ع) را بی حد و مرز ذکر می کند تا چه اندازه صحیح است ؟

عزاداری برای سالار شهیدان ، آقا ابا عبدالله الحسین (ع) از بزرگترین اسباب تقرب به خداوند و دارای اجر و ثواب فراوان می باشد . روایات بسیاری در این خصوص در کتابهای معتبر وارد شده که در میان آنها ، احادیث دارای اعتبار کافی و قابل اعتماد نیز فراوان است .
در این مورد چند نکته اساسی را باید در نظر گرفت :
1- این گونه روایات نیز مشتمل بر صحیح و سقیم هستند .
2- مقصود از روایات هایی که آثار خاصی را برای بعضی از اعمال ذکر کرده اند ، این نیست که فلان عمل " علت تامه " آن اثر است ؛ بلکه مقصود اقتضای اثر است . " علت تامه " مجموع علل موثر بر یک چیز با رفع تمام موانع است . تاثیر چنین علتی بر معلول ، حتمی و ضروری است و به هیچ وجه تخلف بردار نیست . در حالی که "مقتضی" ، یکی از شرایط موثر بر یک پدیده است که در صورت نبود موانع ، می تواند اثر کند ؛ ولی اگر مانعی بر سر راه آن قرار گیرد ، توان تاثیر ندارد .
چنین چیزی در جهان مادیات و اسباب و مسببات طبیعی نیز هست ؛ مثلا اگر گفته می شود : " آتش سبب احتراق چوب است " ، به نحو مقتضی است ؛ یعنی تا دیگر شرایط مانند وجود اکسیژن پدیدار نشود و موانع برطرف نگردد ، عمل احتراق صورت نخواهد پذیرفت .
بنابراین اگر کسی چوب تری را در آتش اندازد و با گذشت چند دقیقه ، از احتراق خبری نباشد ، نباید در آن گزاره تردید کند ؛ بلکه باید جست و جو کند که آیا این گزاره مشروط به شرایطی نیز هست یا نه ؟ و آیا مانعی برای تاثیر آتش در چوب وجود دارد یا خیر ؟ آن گاه خواهد دید که این گزاره - ضمن دارا بودن ارزش صدق - مشروط به شرایط متعددی است ؛ از قبیل وجود اکسیژن و نبود موانعی چون رطوبت درچوب ، تناسب میزان حرارت آتش با مقدار مقاومت چوب و ... . لیکن اگر تمام شرایط و رفع موانع مفروض پدید آمد ؛ یعنی ، علت تامه محقق شد .
حتما چوب آتش خواهد گرفت و تخلف آن ، به معنای کذب گزاره یاد شده است . تاثیر این اعمال نیز به نحو " جزء العله " و " مقتضی " است و همواره با دیگر شرایط عمل می کند .
اما اینکه آن شرایط دقیقا چیست ؟ سهم هر یک تا چه اندازه است ؟ آیا تاثیر این عمل و هر شرط دیگری ، در همه موارد یکسان است ؟ یا ممکن است در موردی نقش اصلی تری را ایفا کند و در جای دیگری عامل دیگر ؟ مکانیسم تاثیر چگونه است ؟ آیا دیگر ابزارها را در اثر گذاری تقویت می کند یا خود مستقیما اثر می گذارد ؟ اینها و ده ها سوال دیگر ، مسائلی است که ریشه عقلی و فکری بشر هنوز در حدی نیست که بتواند به طور کاملا دقیق ، به آنها پاسخ دهد و یکی از خدمات بزرگ پیامبران به بشر ، آگاه سازی وی از وجود چنین عاملی است که عقل به تنهایی قادر به شناخت آن نیست .
آنچه به طور کلی می توان با ژرف کاوی فلسفی و تحقیق در نصوص دینی دریافت ، این است که : دایره علیت ، منحصر به علل و معلولات مادی نیست ؛ بلکه علل طبیعی مقهور ماورای طبیعت هستند .
3-گستره کمی و کیفی ثواب هایی که بر گریه ، عزاداری و زیارت امام حسین (ع) ذکر شده است ، تعجبی ندارد ؛ زیرا در مقابل آن همه ایثار ، شجاعت ، توکل ، رضا ، مردانگی ، آزادگی و ... و بالاتر مصایبی که آن حضرت متحمل شدند ، این همه ثواب جا دارد . توجه و دقت در داستان ذیل ، این مطلب را روشن تر می سازد .
علامه بحر العلوم به سامرا می رفت ، در راه به مسأله گریه بر امام حسین (ع) که باعث آمرزش گناهان می شود ، فکر می کرد . عربی بر مرکبی سوار ، مقابلش رسید و سلام کرد و پرسید : جناب سید ، شما را متفکر می بینم ؟ اگر مساله علمی است بفرمائید ، شاید من هم چیزی بگویم .
بحرالعلوم فرمود : در این فکربودم که چگونه می شودحق تعالی این همه ثواب به زائران و گریه کنندگان حضرت سیدالشهدا می دهد ؛ مانند آن که " هر قدمی که زائر بر می دارد ، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملش نوشته می شود ، و برای یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده می شود ؟ "
آن سوار عرب فرمود : تعجب مکن ! منن برای شما مثل می آورم تا مشکلت حل شود . سلطانی در شکارگاه از همراهانش دور افتاده بود . در آن بیابان وارد خیمه ای شد و پیرزنی را با پسرش در گوشه خیمه دید . آنان بزی داشتند که زندگی شان از شیر آن بز تامین می شود و غیر از آن چیز دیگری نداشتند . آن پیرزن ، بزر را برای سلطان ذبح کرد و طعامی حاضر کرد . او سلطان را نمی شناخت و فقط برای اکرام مهمان ، این عمل را انجام داد . سلطان شب را آنجا ماند و روز بعد در دیدار عمومی واقعه دیشب خود را نقل نمود و گفت : من در شکارگاه از غلامان دور افتادم و در حالی که شدیداً تشنه و گرسنه شده بودم و هوا به شدت گرم بود ، به خیمه آن پیرزن رفتم ، او مرا نمی شناخت و در همان حال سرمایه او پسرش بزی بود که از شیر آن ، زندگی را می گذراندند . آن را کشتند و برای من غذا آماده کردند . حال در عوض این محبت ، به این پیرزن و پسرش چه بدهم و چگونه تلافی کنم ؟
یکی از وزیران گفت : صد گوسفند به او بدهید ، دیگری گفت : صد گوسفند و صد اشرفی به او بدهید ، دیگری گفت : فلان مزرعه را به ایشان بدهید .
سلطان گفت : هر چه بدهم کم است . اگر سلطنت و تاج و تختم را بدهم ، مکافات به مثل کرده ام . چون آنها هر چه داشتند به من دادند ، من هم باید هر چه دارم به آنان بدهم .
حضرت سید الشهدا (ع) هر چه داشت از مال ، اهل عیال ، پسر ، برادر ، فرزند ، سر و پیکر ، همه و همه را در راه خدا داد . حال اگر خداوند بر زائران و گریه کنندگان آن حضرت ، آن همه اجر و پاداش و ثواب بدهد ، نباید تعجب نمود . این را فرمود و از نظر سید بحر العلوم غایب شد

[ ۱۳٩۱/٩/٢ ] [ ٩:٢۳ ‎ب.ظ ] [ تی تی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed

قالب وبلاگ | قالب
گالری عکس
دریافت همین آهنگ