قالب وبلاگ

گلهای بهشتی
گلهای بهشتی
 
نويسندگان
لینک دوستان

 

دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون

 کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن.

پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی

 شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب

 بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.»

پیرمرد دوم: «اِ... چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم

 اونجا... اسم رستوران چی بود؟»

پیرمرد اول کلی فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چیزی یادش

 نیومد. بعد پرسید: «ببین، یه حشره ای هست، پرهای بزرگ و

 خوشگلی داره، خشکش می کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه

 می دارن، اسمش چیه؟»

پیرمرد دوم: «پروانه؟»

پیرمرد اول: «آره!» بعد با فریاد رو به پیرزنها: «پروانه! پروانه! اون

رستورانی که دیروز رفتیم اسمش چی بود؟!!!»

 

                          

[ ۱۳٩۱/۸/۱٥ ] [ ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ ] [ تی تی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed

قالب وبلاگ | قالب
گالری عکس
دریافت همین آهنگ